صائن الدين على بن تركه

50

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند * پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز و اين را مقام توبت خوانند و تحقيق مراتب آن و بيان آدابش در اين رساله نگنجد . شيخ عبد اللّه انصارى در كتاب منازل « 1 » السائرين بيان آن به واجبى كرده ازآنجا طلب‌اند ، و اگر سالك از اهل انهماك و استغراق نباشد و فطرت اصليش به سلامت باشد او را احتياج به دور كردن حدث كوچك باشد و بس ، و آن دور كردن تعلقات معنوى است كه تحقيق آن در بيان معنى اركان وضو مىآيد ، و اين دور كردن حدث را به زبان ايشان تفريد خوانند ، چنانچه فحواى « سيروا سبق « 2 » المفردون » بدان دلالت مىكند « 3 » . تو يكى و او يكى دو باشد دو * اين يكى زان يكى « 4 » ببايد كاست و اركان دور كردن اين حدث مذكور كه وضوى خواص است ، اولا آن است كه روى اميد « 5 » را از غير پروردگار خود ، پاك بشويد و بعد از آن دست تصرف و تعمل را از كار و بار دنيا يكسر تا آنجا كه محل رفق و نفع است فروشويد ، خواه يمين تصرفات محموده و خواه يسار تصرفات مذمومه « 6 » ، چنانچه گفته باشند « 7 » : باز غوغاى او علم برداشت * عشق او خنجر ستم برداشت هرچه بيراه بود غارت كرد * و آنچه بر راه بود هم برداشت و از اين حرف متفطن زيرك را معلوم مىشود كه دست تصرف از دنيا تا آنجا شستنى است كه ضرورى سالك نباشد و به ترك آن متضرر نگردد ، چنانچه « 8 » فحواى فرموده : « وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ » بدان اشارت كرده ، و حديث

--> ( 1 ) - ب : منازل السالكين . ( 2 ) - ب : سيق . ( 3 ) - ب : بيت . ( 4 ) - ب : نبايد . ( 5 ) - ن : اميد از . ( 6 ) - ب : مذكوره . ( 7 ) - ب : باشد ، بيت . ( 8 ) - ن : چنانچه فرموده .